آذین مهندس کامپیوتر

و حالا اینجا هستم. پر از امید، پر از رویا و پر از آرزوهای دست یافتنی و دست نیافتنی.

توی زندگی هر آدمی روزهایی میرسه که نمیدونه باید با خودش و با اطرافش چکار کنه. لحظه های نا امیدی. لحظه های بلاتکلیفی. و گاهی این تیرگی آنقدر زیاده که تو رو میبره ته غار پوچی و بیگانگی. غریبه میشی با همه چیز و همه کس حتی با خودت. من توی همچین شرایطی با تو و کلاس هات آشنا شدم امیتیس جان. خدا رو شکر میکنم که اون روز این قدرت رو به من داد که بهت پیام بدم و بیام جلسه اول رو بطور رایگان ببینم. و حالا بعد از هفت هشت ماه که از اون روز میگذره اینجا هستم. پر از امید، پر از رویا و پر از آرزوهای دست یافتنی و دست نیافتنی. کنار تو یاد گرفتم خودم رو بشناسم و با خودم مهربون باشم. یاد گرفتم زندگی بازتاب اون چیزیه که بهش میدیم. یاد گرفتم که پذیرش داشته باشم نسبت به هر آنچه درست و غلطه درون خودم و در اطرافیانم. و هنوز دارم یاد میگیرم و هنوز میخوام که بهتر باشم و این بیرون اومدن از غار نا امیدی و تنهایی رو مدیون حضور تو و تمام آدم‌هایی هستم که تو این مسیر همراهم بودن. قرار بود چند خط بنویسم اما مگه میشه همه اون چیزی که به من تو این مدت کوتاه گذشته توی چند خط نوشت؟
فقط میتونم به همه توصیه کنم که وقتی احساس میکنن نیاز به تغییر دارن باید عمل کنن. این بهترین راه حرکت به سمت زندگی بهتر و شاد تره. بازم ممنونم از همراهیت از گذشته تا الان تا بعد🤗🤗🤗

دیدگاهتان را بنویسید